Here are a few of the unpleasant'st words That ever blotted paper!...
William Shakespeare
۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه
آشنایی
دست هایت زین پس بجای آنکه حلقه ای بر گردنم باشند، آویز رخت ژنده ام خواهند بود، تا بر تن عریانم آنچه میخواستی، ببینی، باشد که بشناسیم.
.
.
.
آشنا! باز هم به جستجوی دستانت بر خواهم خواست، اینبار اما به هوای رخت هایم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر